آدم است دیگر، هر چه قدر هم به خودش بگوید تمامش تکنینک های بصری است، که این خشونتی که بر صفحه ی تلویزیون می بینی حربه ای است برای قلقلک دادنِ عواطفت، برای درگیر کردنت با قصه، نمی تواند با خودش کنار بیاید که این حجم از خشونتِ عریان واقعا لازم بوده. دلم دارد به هم می خورد هنوز. انگار یک لایه کلفت خون نشسته روی صفحه ی تلویزیون. فرقی هم نمی کند چه نگاه می کنم. گمانم چند وقتی طول بکشد تا این لایه نازک بشود و برود. هر جور فکر می کنم نمی فهمم چرا این میزان خشونتِ آشکار باید لازم باشد. یعنی اگر کمتر از این عریان بود به قدر کافی اثر نمی کرد بر مخاطب؟ مرزِ کافی کجاست واقعا؟
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر