از طعنه های روزگار است که مردی رو به روی تانک ها می ایستد و ناپدید می شود، آن هم در میدانی که نامش را که ترجمه کنی می شود صلحِ آسمانی.
نامِ میدانِ تیان آن من از دروازه ای به همین نام می آید و معنی اش دروازه ی صلحِ آسمانی یا بهشتی است. امروز هی آن عکس می آید جلوی چشمم. آن عکس و قصه های ناگفته و ناشنیده...
نامِ میدانِ تیان آن من از دروازه ای به همین نام می آید و معنی اش دروازه ی صلحِ آسمانی یا بهشتی است. امروز هی آن عکس می آید جلوی چشمم. آن عکس و قصه های ناگفته و ناشنیده...

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر