مردد بودم که بروم یا نه به برنامه ی موسیقی ای که رهبرِ گروه کرِ ما با همسرش قرار بود یک چند ترانه ی تانگو اجرا کنند. قرار بود قبل از برنامه ی موسیقی یک کلاسِ مبتدیِ تانگو هم باشد. مردد بودم. بهش که گفتم گفت که دلت می خواهد بروی دردت چیست؟ اصلا با هم می رویم. با هم رفتیم. با هم کمی هم قدم های تانگو را یاد گرفتیم. خوش گذشت زیاد. تانگو دیدنش دلنشین است، قدم های سبک، رام نشده، پر از احساس. قصه دارد درش. دوست داشتم قدم هاش را. دلم می خواهد یاد بگیرمش بیشتر.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر