۱۳۹۲ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

چهارصد و هفتاد و یک

امروز فهمیدم که فردا قرار است توی جلسه ی همه ی اساتید با همه ی حامیانِ مالی بروم به عنوانِ یکی از دانشجوها، حرف بزنم.. من و یک دو نفر دیگر از بچه ها. که لابد بگوییم چه قدر همه چیز گل و بلبل است. آن ها را نمی دانم که از کی می دانستند و در چه حال اند. من اما کلا گیج و منگم که آخر چه می شود گفت که هم پنج دقیقه طول بکشد، هم راجع به پروژه و کار نباشد و فقط خوبی های دانشکده باشد. یادِ آن روزها افتادم که به آن ساختمانِ تیره ی آجر قرمز می گفتیم «خراب شده» با این حال کسی از بیرون اگر می آمد هزار و یک دلیل داشتیم که کسی حق ندارد خراب شده بداندش. یک جورهایی از سرِ صمیمیت و لطف بود لقبش. این ها به کنار. فردا چه بگویم که بشود پنج دقیقه را پر کرد؟ به شوخی می ماند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر