۱۳۹۲ اردیبهشت ۵, پنجشنبه

چهارصد و هفتاد و دو

آدم است دیگر. هر چه قدر هم بگوید هر چه کردم برای خودم کردم، وقتی یک هو می شنود که چه طور سپاس که هیچ، ملامت نصیبش شده، چند دقیقه ای طول می کشد تا قورت بدهد دردش را. یا شاید بغضش را. بعد هم در سکوت می رود بی حال دراز می کشد و می خوابد. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر