رفته بودم خرید. برای تکمیلِ کادوهای عید. چشمم افتاد به کفشی که خیلی وقت بود پی اش بودم. ناباورانه ارزان شده بود. ارزان تر از یک ساندویچِ معمولی. الان خوشم. قبل ترها، بچه که بودم، خیال می کردم آدم اگر از لباس یا کفشی به وجد بیاید بد است. نمی دانم چه باعث شده بود خیال کنم وجد را باید سرکوب کرد اگر که پیامدِ انگیزه ی والایی نباشد. طول کشید خیلی تا به خودم مجال بدهم که از چیزهای کوچک و معمولی هم به وجد بیایم. حالا ساده تر خوش می شوم. خوش ترم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر