۱۳۹۱ آذر ۱۶, پنجشنبه

سیصد و هشتاد

زمان آرام می کند آدم را. می شود نشست و نگاه کرد و دید چه چیزهایی آن پایین های افکار و احساساتش نهان بوده. زمان و فاصله هر دو این اثرِ آرام کنندگی را دارند. دور شدن اند، در ابعادِ مختلف. یک وقت هایی هست که آدم یک سری آدم های دیگر را به صرفِ هم کلاسی بودن هر روز می بیند. هیچ صنمی هم که نداشته باشند، شوخی های هر روزه خیالِ رفاقت های عمیق را میان شان بارور می کند. با این حال زمان و فاصله، خیال را می درد. و چه لذتی بالاتر از سکوتی چند ماهه، و فاصله ای که از مقیاس و شهر و استان فراتر رفته، و با این حال، سکوت معذب نیست. تعارف برش ته نشین نشده. می دانی که یک حقیقتی پشتِ این سکوت پنهان است. یک چیزی که حاصلِ در یک زمان و در یک مکان بودن نیست. یک چیزی که زمان و مکان حریفش نیست. احساسِ قدرتِ بی بدیلی است...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر