از چند روز پیش همین طور می چرخد در ذهنم. این ضمیرِ سوم شخصِ تنهای جمع. گمانم زبانی که این ضمیر را داشته باشد حتما واژه های دیگری هم برای دیگر احساساتِ عمیق دارد که در زبان های دیگر باید جمله ها صرفشان کرد. تازه آن هم نوکِ کوهِ یخ است فقط. احساسِ نیاز می کنم به یاد گرفتنِ زبانی دیگر. زبانی که درست وقتی که شدیدا نیازمندِ ایجازی وانگذاردت به دریایِ واژه های گنگ. خیالِ خامی است شاید. ولی گمانم آدم هایی که به چنین زبانی صحبت می کنند باید به ذات آدمی آشناتر باشند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر