در نیجریه دختران هنوز پیدا نشده اند. شاید هیچ وقت پیدا نشوند.
راهِ دور چرا؟ توی قطارهای درون شهریِ همین شهر بود که پسرک گم شد و هنوز پیدا نشده. پسرک آتیسم داشت. دارد. داشت. نمی دانم چه به روزش آمده.
یا زنی که در شلوغ ترین ایستگاه شهر دزدیدندش و فروختندش و تا چند ماه اثری پیدا نشد ازش.
هر روز هزار و یک نفر گم می شوند و دیگر پیدا نمی شوند. نمی دانم چه به سرِ گم شده ها می آید. آنکه پیدا می شود، اگر پیدا شود، آیا همان آدمی است که گم شده بود؟ پلیس ها اغلب می گویند که آدمی که گم شده را در هفتاد و دو ساعت اول می شود پیدا کرد. بعد از آن احتمالش چنان ناچیز است که امید را می برند. چیزی درونِ آدم می شکند. غباری می شود و راهش را می کشد توی رگ ها و می رسد به دلِ آدمی. دلِ آدمی که غبار گرفت تن را هم که نجات بدهی، نوش داروست بعد از مرگِ سهراب.
دخترها هنوز پیدا نشده اند. پسرک هم. می گویند پسرک احتمالا مرده باشد.
گم شده ها، دزدیده شده ها و به گم شدگی برده شده ها...
یک دقیقه سکوت. لال شدم.
راهِ دور چرا؟ توی قطارهای درون شهریِ همین شهر بود که پسرک گم شد و هنوز پیدا نشده. پسرک آتیسم داشت. دارد. داشت. نمی دانم چه به روزش آمده.
یا زنی که در شلوغ ترین ایستگاه شهر دزدیدندش و فروختندش و تا چند ماه اثری پیدا نشد ازش.
هر روز هزار و یک نفر گم می شوند و دیگر پیدا نمی شوند. نمی دانم چه به سرِ گم شده ها می آید. آنکه پیدا می شود، اگر پیدا شود، آیا همان آدمی است که گم شده بود؟ پلیس ها اغلب می گویند که آدمی که گم شده را در هفتاد و دو ساعت اول می شود پیدا کرد. بعد از آن احتمالش چنان ناچیز است که امید را می برند. چیزی درونِ آدم می شکند. غباری می شود و راهش را می کشد توی رگ ها و می رسد به دلِ آدمی. دلِ آدمی که غبار گرفت تن را هم که نجات بدهی، نوش داروست بعد از مرگِ سهراب.
دخترها هنوز پیدا نشده اند. پسرک هم. می گویند پسرک احتمالا مرده باشد.
گم شده ها، دزدیده شده ها و به گم شدگی برده شده ها...
یک دقیقه سکوت. لال شدم.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر