رویاها و خاطره ها در هم تنیده اند. خاطراتِ پشتِ بام و آسمانِ باز و آن روزهای قدیم گره می خورد به رویای نشستن بر لبه ی پشتِ بامی هزاران کیلومتر دورتر، گپ زدن با نوای موسیقی که در فضا می پیچد.
تنم هنوز سرد است از ساعتی که بر پشت بام گذراندم. دلم اما گرم. تن گرم می شود و خوشی می ماند بی خدشه.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر