هوا سرد می شود بعد از چند روزِ بهاری. پاهام هنوز سردند. کوفته می کند تنم را بادِ سرد. دلم چشمه ی آبِ گرم می خواهد. بی بو البته لطفا! دلم چشمه ی آبِ گرم می خواهد وسطِ کوهستان. بکر. گرمای آب به تنِ کرخت شده ام نفوذ کند. سرم را تکیه بدهم به صخره سنگی خزه بسته: بالشِ مخملینِ رویاها.
یک روز. یک روز پیدا می کنم چشمه ام را.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر