باکتری بی هوازی را هم بگذاری توی یک اتاق خفه ازش بخواهی آواز بخواند بعد از دو ساعت جانش تمام می شود. چه برسد به موجودات هوازی. هیچ خوشبختی ای گویا کامل نیست. نمی شود که باشد گویا. این است که حتی با بهترین رهبر گروه کر دنیا هم که باشید و در حال تمرین یک ترانه ی کودکانه ی پر از خنده یک چیزی کم می آید. مثلا هوا. البته راست است که هوا را از من بگیر خیلی چیزهای دیگر را نه. مثلا خنده را. موسیقی را. این است که گور بابای سردردی که گریبانم را گرفته. روزم خوش بوده.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر