۱۳۹۲ مهر ۲۶, جمعه

ششصد و دوازده

خوشحال بودم خیلی. بابتِ برگزیده بودن. آن هم جایی که نه کسی ام. نه ادعایی دارم. و البته می دانم که ادعایی ندارم کم ادعایی نیست. ولی به هر حال. جا خوردم از اولین بودم. یعنی آدم از اولین بودنِ خودش در اسطوره ی آفرینش همین قدرها شگفت زده شده بود آیا؟ خب آدم شاید آن موقع که آفریده شد آن قدرها هم آدم نبود. آدم بدون میوه ی ممنوعه مگر آدم می شود؟ آدم بود که میوه ی ممنوعه را انتخاب کرد یا میوه ی ممنوعه بود که از میانِ آن همه آفریدگان آدم را برگزید؟ ای عجب. امشب مستِ برگزیدگی ام. مستِ مست. از ظهر این طورم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر