۱۳۹۲ تیر ۲۱, جمعه

پانصد و چهل و دو

یک نفر باید راویِ قصه ی فاصله ها باشد و کج فهمی ها. روایت گرِ زخم های بی مهابا و خشم های بی کلام. نشسته بودم و نگاهش می کردم و فکر می کردم یک نفر باید بنشیند و این فاصله های ناگزیر را، این دلتنگی های به عرضِ یک اتاق را روایت کند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر