۱۳۹۲ مرداد ۷, دوشنبه

پانصد و پنجاه

فردا صبح باید زود بیدار شوم. خسته ام و خواب آلوده. یک فیلمِ خوب دیدم. کلا در فضیلتِ قصه هایی که در سکوت هست آدم هر چه بگوید و بشنود کم است. چه به دلم نشست امشب دیدنِ قهرمانِ قصه ای که این طور ساکت و کم حرف زندگی اش را شلوغی های قصه اش را به بار کشید و رفت. یادِ کم حرفیِ این دیگری افتادم و لذتِ دیدنش. بروم. همین طور که پرم از لذت، بروم بخوابم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر