۱۳۹۲ شهریور ۵, سه‌شنبه

پانصد و هفتاد و شش

قبل از خداحافظی می گوید فردا صبح که بیدار شویم شاید جنگ شروع شده باشد. دلم می لرزد از یادِ آن سالِ دوری که جنگِ عراق بود و من تا چندین و چند ماه می خوابیدم به هراسِ جنگی که شاید فردا دمِ خانه ام باشد. بزرگتر شده ام اما هنوز دلم می لرزد. انگار که به نخوابیدنِ من می شود که جنگ نشود دلم می خواهد بیدار بمانم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر