۱۳۹۰ آبان ۲۶, پنجشنبه

سی و سه

شبی بارانی بعد از روزی طولانی و کوله باری که برای مسافرتِ فردا صبح هنوز آماده نشده و شوقِ دیدارِ دوستی عزیز و خستگی و خواب آلودگی.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر