حالم ناخوش است. تنم را می گویم. شام همین طور مثلِ سنگ شده و مانده توی دلم. محضِ اینکه خراشی باشد به خوشیِ بی بدیلِ امشب و تمرین تانگو. جلسه ی دوم بود. خوش خوشانم است. موسیقی اش که دلنشین است. حرکات هم که چابکانه و موزون. بهترین قسمتش هم این است که می شود آدم چشمش را ببندد و خودش را بسپارد به نوای موسیقی و نشانه های هر حرکت را از فشارِ آرامِ دست ها بخواند و از ضربِ موسیقی. خوشم خلاصه. تو بگیر مست اصلا. سر حالم آورد بعد از یک روزِ طولانی.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر