شبکه ی اجتماعی دیدم. دلم گرفت بر تنهایی ای که پشتِ این شبکه ی اجتماعی خوابیده. برای تنهایی مردی که آن قدر باهوش هست که یک شبکه ی اجتماعی بسازد که ما را این سو و آن سوی عالم در ارتباط نگه دارد اما دوستی نیست کنارش. آدمی که همراهش باشد. رفیقی شاید. نمی دانم. شاید دنیای من زیادی کوچک است برای اینکه عظمتِ دنیای آدمی مثلِ او را درک کنم. قصه است این ها همه. الان هم که می گویند ازدواج کرده. بلکه به فرجامِ خوشی رسیده باشد آن حجمِ عظیمِ تنهایی.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر