۱۳۹۱ شهریور ۱۵, چهارشنبه

سیصد و پنج

حالِ نوشتن ندارم امشب. از آن شب هاست که دلم می خواهد به سکوت بگذرند. که دلم می خواهد دراز بکشم زیرِ آسمانِ باز و خیره شوم به آسمان تا چشم هام بر هم بیفتد و خوابم ببرد. باران می بارد امشب. ابر است یک دست.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر