ماه هم حتی نیست در این شبِ ابری، که بشود خواند: «یادِ من باشد تنها هستم، ماه بالای سرِ تنهایی است»*. قرار است برف بیاید ولی. برف بیاید، بروم بیرون بچرخم و برف بخورد توی صورتم و بخوانم «برفِ نو! برفِ نو! سلام! سلام! بنشین، خوش نشسته ای بر بام» و لبم به انحنای شادِ بی دغدغه ی لبخندِ پنج سالگی مزین شود.
* سهرای سپهری
** شاملو

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر