۱۳۹۰ اسفند ۲۸, یکشنبه

صد و پنجاه و سه

میهمانی. خوردن. سکوت. سردرد.
بی حوصلگی ای منجر به برافروختگی های بیجا و سکوتی که قرار است آبی باشد بر آتشِ درون.
تعارفاتِ نفس گیر و خوردن در سکوت برای فرار از تعارفات و فکر کردن به جاهای دیگری که چه قدر بیشتر خوش می توانست بگذرد.
بی تعارف. بی فشار. آرام.
خوابیدن. امید به گذرا بودنِ درد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر