۱۳۹۰ اسفند ۲۹, دوشنبه

صد و پنجاه و چهار


خستگی و ضعف و بی حالی و نگرانی و دویدن و تمام شدنِ انرژی و همین. میلِ به خواب. گلودرد. کوفتگی. امید.

سیمین هم مُرد. الان چه خوب حالم را وصف می کند آن حرفش. هذیان و حالِ خوشِ ناشی از تب.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر