۱۳۹۱ خرداد ۲۵, پنجشنبه

دویست و سی و یک

شب بیداری تنهایی به خواب منجر می شود با یک دوست به گپ و گفتی سه ساعته. شام خوردیم و گپ زدیم و و حالا من مانده ام و کلنجار با نگرانیِ که نیاید و نیرویم را هدر ندهد به بیهودگی. بروم تا دلهره پا نگرفته کارم را پیش ببرم. خوشم ولی. کار پیش می رود و خوشیِ از گِل درآمدگی دلنشین است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر