دخترک شب را پیش من گذراند. حرف زدیم از هر دری. آسمان رنگش خیلی شبیه است در نقاطِ مختلفِ دنیا. دوست عزیزی است. گپ و گفت و قهوه. گپ و گفت و پیاده روی در پارک. گپ و گفت و شام. و گپ و گفت و پیاده گز کردنِ خیابان. سرمستم.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
روز که تمام نمی شود با غروب آفتاب. حتی با نیمه شب. لحظه هایی هستند که انگار کن فریادی در کوهستان، روز هم که تمام شود، موقعی که چشمانت را می بندی که بخوابی پژواک شان در سکوت شب طنین انداز می شود: بازمانده های روز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر