دیشب اینترنت نداشتم. دلم طوفان خواست و یک هفته بی برقی و بی اینترنتی. گم و گور شدن. سر به کوه و بیابان. سرم می خارد. خلاصه اش می شود این ها.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
روز که تمام نمی شود با غروب آفتاب. حتی با نیمه شب. لحظه هایی هستند که انگار کن فریادی در کوهستان، روز هم که تمام شود، موقعی که چشمانت را می بندی که بخوابی پژواک شان در سکوت شب طنین انداز می شود: بازمانده های روز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر