خواب آلودگی و خستگی و امیدِ برآمده از انبوهِ کارهای پیشِ رو. زندگی خوش است. به کام است این روزها. ذهنم پرِ هشیاری است. پر از حیات. خواب می آید. بی رویا در برم می کشد تا صبح. بیداری آغازِ رویا است. بیداری با همه ی تنش ها و کش و واکش ها. امروز نشستیم به بحث. از آنچه دل مان می خواهد عوض شود در محیطِ اطرافمان. خوشم که او هم دل می سوزاند به حالِ سردیِ دانشگاه. آگاه است به تنهایی ای که غافل شویم در بر می گیردمان. باید جنبید. انتظارِ معجزه کافی نیست.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر