۱۳۹۰ دی ۱۴, چهارشنبه

هفتاد و نه

بی مقدمه می پرسی از دلِ گرفته ی من، و یک دو ساعتی گپ می زنیم و توی همین گپ و گفت یکهو خودم را از یک ورِ دیگر می بینم و همه چیز خیلی ساده تر می شود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر