گاهی بزرگترین دستاوردِ یک روز دور ریختنِ بی حاصلی هاست و آمادگی برای شروع. چند وقتی بود با مسئله ای کلنجار می رفتم. امروز رفتم پیش استادم با ترس و لرزِ ناشی از همه ی کارهای نکرده. و سهولتِ کارهایی که کرده بودم. حرف زدیم و دیدم هنوز یک دنیا کارِ جالب می شود انجام داد. از شوقِ فعالیت و طرحی نو بر انداختن شادیِ گرمی زیرِ پوستم دوید.
روزم طولانی بوده. طولانی و دلنشین. خواب آلوده ام.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر