مثل میخواره ی اخترکِ نمی دانم چندم که می نوشید که فراموش کند که شرمنده است از میخوارگی، در اینترنت می چرخم که فراموش کنم که هراسانم از زمانی که به بی حاصلی در اینترنت می چرخم. به همین سادگی. به جای اینترنت، هزار و یک بیهودگیِ دیگرِ این روزهام را هم می توانم بگذارم.
بهتر آن است که برخیزم
رنگ را بردارم
روی تنهاییِ خود نقشه ی مرغی بکشم (سهراب سپهری)
بهتر آن است که برخیزم. کار را باید از یک جایی شروع کرد. ترس را و شرمندگی را یک جا باید گذاشت زمین. حلقه ی بی حاصلی را باید شکست.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر