در اسباب کشی توفیقِ اجباری ای هست. آدم دل می کند از تمامی نشانه هایی که در گذشته در گوشه و کنار پنهان کرده بوده. برای بعد. برای لبخندی شاید. در آینده ای نامعلوم. امروز همه چیز را جمع و جور کردم و فردا می روم به خانه ی جدید. تا دو سه روزی اینترنت نخواهم داشت. بازمانده های آن روزها را هم احتمالا نتوانم بنویسم. دوشنبه دیگر همه چیز عادی خواهد بود. امیدوارم اقلا.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر