۱۳۹۱ اردیبهشت ۸, جمعه

صد و هشتاد و هشت

تنم که خسته است و لپتاپم از خودم هم خسته تر. هر آن ممکن است خاموش شود و شارژر را هم در دانشگاه جا گذاشته ام. کارنگی هال عالی بود. موسیقیِ محشر و عزیزکی که سرم را می گذاشتم روی شانه اش تا به گردنم استراحت بدهم.
تمامش کنم تا لپتاپ نمرده و من نیز.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر