آبِ رفته به جو بر نمی گردد. زمان می گذرد و یک روزی مثلِ امروز، در آخرین اجرای گروه کر، در آخرین دقایق بابِ صحبتی باز می شود و بعد هر کدام می رویم پیِ زندگی مان و من با خودم فکر می کنم درست حالا که بعد از یک ترم یخِ دورم دارد آب می شود، ساعت کلاسهام جوری شده که مجبورم رها کنم این گروهی را که این همه عزیز شده برایم و آدمهاش و خنده هاشان و صحبت هاشان دیگر خیلی دور نیست ازم.
امروز تک تکِ گروه ها که می خواندند من به چشمِ خریداری می دیدم شان: دوست دارم توی کدام شان باشم؟ احتمالِ اینکه بشود و راه بدهندم چه قدر است؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر