یک شب هایی هم آدم فرداشان امتحان دارد و خوابش می آید و بازمانده های روز زیر لایه ی ضخیمی از خستگی پنهان می شوند و سکوت می ماند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
روز که تمام نمی شود با غروب آفتاب. حتی با نیمه شب. لحظه هایی هستند که انگار کن فریادی در کوهستان، روز هم که تمام شود، موقعی که چشمانت را می بندی که بخوابی پژواک شان در سکوت شب طنین انداز می شود: بازمانده های روز
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر